عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ والِداهُ *** فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظیر
لَهُ طَلْعَةٌ مِثْلُ شَمْسِ الضُّحى *** لَهُ غُرَّةٌ مِثْلُ بَدْر مُنیر»
(امیر من، حسین است و چه نیکو امیرى؛ که شادى دل پیامبرِ بشیر و نذیر است.
على و فاطمه پدر و مادر اویند، آیا شما براى او همانندى مى شناسید؟!
طلعتش مانند خورشید نیم روز است و چهره اش چون ماه شب چهارده درخشان است).
ندیدم غمی چون غمت دلپزیر
امیر حسین و نعم الامیر
نفس می کشم در هوایت حسین
غزل می سرایم برایت حسین
کسی فکر تنهایی را نکرد
تو داری هوای گدایت حسین
فدایت که کردی دلم را اسیر
زخون جگر پاکِ پاکم کنید
سپس عاشق سینه چاکم کنید
به تیغ محبت هلاکم کنید
به صحن ابوالفضل خاکم کنید
که خاکم دهد بوی مشک و عبیر
صدا زد نبی "نور عینی حسین
پریشان ترین بی قرار تو من
"، و فرموده زهرا: "بنیّ حسین !
شکسته ترین بغض زار تو من
" ، علی گریه سر داد و تضمین نمود
که "کربلا ذوالفقار تو من"
هو النّاظریُّ و نداری نظیر
برچسب:
نویسنده: آروین کاظمی